احمد بن محمد حسينى اردكانى
16
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
را از امورى شمردهاند كه موجب زيادتى رغبت متعلّم مىشود ، و الّا خود معلوم است كه چيزى [ كه ] فايدهء علمى در ضمن آن نباشد و قائل و مستمع را نفعى نرساند ، در گفتنش ملال و در شنفتنش كلال حاصل مىشود ، خصوصا در صورتى كه موهم نخوت جاهليّت و موجب ارتكاب خلاف شريعت باشد . و آنچه مؤلّف به آن تمسّك جسته است كه مقصود از عرض احوال بر اخوان صفا تمهيد معذرت است براى قصور و اختلالى كه در كتاب واقع شده است ، نه فخر به نسب و اظهار حسب ، معلوم نشد كه راه دلالت آن بر اين چيست و عذرخواه در آن ميانه كيست . و بالجمله مترجم اين كتاب مستطاب احمد بن محمّد الحسينى العريضى به عرض برادران ايمانى و دوستان روحانى مىرساند كه سلسلهء نسب بندهء حقير به فخر سادات و مظهر و منبع سعادات ، امامزادهء لازم التكريم ، عليّ بن الإمام الهمام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السلام مىرسد كه متون كتب اخبار و رجال از مدح او مملو و چهار امام را دريافته است ، و احاديث بسيار از برادر بزرگوار خود حضرت امام موسى عليه السلام روايت نموده است ، و در خدمت آن حضرت بسيار عزيز و مكرّم و صاحب اسرار بوده است ، و بعد از آن حضرت در پيروى و رضاجويى امام ثامن ضامن و حضرت جواد عليه السّلام بذل جهد نموده است . و بالجمله در شأن و مرتبه از همهء اولاد ائمّه در پيش ، و قرب و منزلتش نزد برادر و برادرزاده و زادهء برادرزاده از اولاد و احفاد خود ايشان بيش بوده است . او را على عريضى به واسطهء آن گفتهاند كه در « عريض » كه قريهاى است در چهار فرسخى مدينه ساكن مىبوده . و يكى از احفاد آن سيّد بزرگوار مكنّى به « ابو جعفر » از خوف دشمنان و شدّت ايذاء ايشان به طريق فرار به دار العبادهء « يزد » آمده و در آنجا مخفى شده است ، و والى يزد كه يكى از ديالمه بوده است به راهنمايى هادى سبل و راه نمايندهء كل عليه و على آله السّلام ، به نحوى كه در تاريخ مذكور است ، بر احوال آن سيّد بزرگوار اطّلاع بهم رسانيده ، و بعد از شرفيابى به فيض خدمتش دختر خود را به او تزويج نموده ، و اولاد و احفاد آن سيّد بزرگوار در آن ديار بسيار گرديدند . و مزار آن سيّد در آن ديار به « امامزاده جعفر » مشهور و بيماران علّت جسمانى و نفسانى را موجب شفا و سرور است ، و آن سلسلهء عليّه از آن زمان تا حال عزيز و محترم و مظهر فضل و جود و كرم بودهاند .